تبلیغات
Ξ|[ SυnκєRαιδ ]|Ξ - مطالب مذهبی














Ξ|[ SυnκєRαιδ ]|Ξ







(: .FYI : I am open-minded, but I'm not stupid




























ι صفحه نخستـ بلاگـ ιι پستـ الکترونیکـ ιι ارسال پیامـ ιι ρrofιlε ι



BlogPostTitleImg! ١٣٩٧ :)






  سلام ای هم وطنم 


 




:)




  یادمون باشه برای سلامتی و ظهور آقامون دعا کنیم   :)
 
 
 
 
اللّهم عجّل لولیک الفرج

اللّهم عجّل لولیک الفرج




[ سه شنبه 1396/12/29 ] [ 15:33 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! میلاد بانوی دو عالم، حضرت فاطمة الزهرا (س) و همچنین روز مادر مبارک! :)





میلاد بانوی دو عالم، حضرت فاطمة الزهرا (س)، و همچنین، روز مادر، مبارک!









مشکات الانوار ص 272




[ جمعه 1396/12/18 ] [ 07:00 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! این ذکر رو بعد از نمازهاتون، 10 مرتبه بخونید :)




[ دوشنبه 1396/12/14 ] [ 22:00 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! پدر... یک نگاه دیگر...


السّلامُ علیکم یا حُسَین ابن عَلی (ع)
 
 
 

 
یك نگاه دیگر
...
  
 
           به یقین می روی پدر! این اشك من آنقدر نیست كه راه تو را سد كند.
 

           می دانم كه كار تمام شده، می دانم كه با پنجه های قساوت، تو را از آغوش من خواهند كشید.

 
           این دشمنی كه پای جهالت بر زمین می كوبد و قلب دختران پیامبر (ص) را می لرزاند،

 
          دست از تو نخواهد شست و تشنگی اش جز به خون تو فرو نخواهد نشست.

 
          این دشمن كه تنها برای كشتن تو نیامده است، آمده است تا هر لحظه هزار بار جگر فرزندان پیامبر (ص) را بسوزاند.

 
          این دشمن كه چون گرگ وحشی به هنگام دریدن زوزه می كشد، این دشمن كه چشمهایش را بسته است و شمشیرهایش را گشاده،

 
           بی تردید از تو، از حرم معصوم تو و از خیام مظلوم تو نخواهد گذشت.

 
          می دانم كه خسته ای! می دانم كه بی برادری پشتت را و این همه تنهایی دلت را شكسته است.

 
          می دانم كه در یك روز، نه، نصف روز هفتاد بار شهادت یعنی چه؟

 
          می دانم كه شهادت شبیه ترین خلق خدا به پیامبر (ص) -حضرت علی اكبر (ع)- یعنی چه؟

 
          می دانم كه راهی میدان كردن فرزندان برادر و خواهر، كندن تكه تكه های جگر با جان تو چه كرده است.

 
          می دانم كه پرپر زدن كوچكترین فرزند بر روی دستهای پدر، چه بر سر زمین و آسمان می آورد. با او چه می كند.

 
          می دانم.

 
          اما من هم دخترم.

 
          دختر است و پدر.

 
          دختر تنها در دستهای پدر است كه رشد می كند و می بالد.

 
          غذای دختر، خنده پدر است و عزای دختر، اندوه پدر. چشم و دل دختر به لبها و ابروان پدر است.

 
          اگر لبهای پدر به خنده گشوده شد، چشمهای دختر از شادی می درخشد.

 
          اگر ابروان پدر گره خورد، دل دختر آنچنان گره می خورد كه به هیچ چیز جز با دستهای پدر وا نمی شود.

 
         من اگرچه فرزند توام، فرزند زهرا (س) یم، فرزند حیدر كرار (ع) م، فرزند پیامبر (ص) خدایم،

 
          اما غصه می خورم وقتی كه می بینم تو فرزندان مسلم (ع) را -پس از شهادت پدرشان- بر روی زانو می نشانی،

 
          سر و رویشان را می بوسی، نوازششان می كنی، اما نیستی كه مرا پس از شهادت خودت بر روی زانو بنشانی

 
          و گرد یتیمی از سرم و اشك یتیمی از نگاهم بستری.

 
         بیا، بیا پدر، بیا لحظه ای بنشین و مرا بر زانو بنشان و تسلای دل كودكی باش كه تا لحظه ای دیگر با همه چیز خویش وداع خواهد كرد.

 
         بیا پدر، شهادت دیر نمی شود، آغوش خدا همچنان گسترده است و دشمنان همچنان چشم انتظار.
  
          این دشمن، دشمنی نیست كه با درنگ تو پشیمان شود. این دشمن، دشمنی نیست كه دست از خون تو بشوید.
  
         لحظه ای دیگر این ذوالجناح، تو را بر بالهای خویش خواهد نشاند و تو را، یكه و تنها به قلب دشمن خواهد برد،
  
          لحظه ای دیگر سنگ با خون پیشانی تو وضو خواهد كرد، لحظه ای دیگر زمین و زمان به خون تو متبرك خواهد شد.
  
         لحظه ای دیگر خورشید در قتلگاه غروب خواهد كرد و خون تو با قاصد سم اسبها، زمین را درخواهد نوردید.
  
          لحظه ای دیگر پر و بال پروانگان تو در آتش خیمه ها خواهد سوخت...
  
         من به یمن حضور خون تو در رگهایم، همه اینها را می دانم و چون می دانم می گویم كه بیا این لحظه وداع را طولانی تر كنیم.
 
          بیا فراق را حتی اگر شده برای لحظه ای به تاخیر بیندازیم، هجران را معطل كنیم. لحظات شیرین پدری و دختری را فزون تر کنیم و
  
          میان كودك و یتیمی به قدر ثانیه ای فاصله اندازیم.
  
         پدر! قصد من آزردن تو نیست. نگو كه "لا تُحرِقیِ قَلبی" .
  
         خاكستر شود آن دلی كه بخواهد به قلب تو شراره آتش بیفكند.
  
         پدر! نگو كه گریه نكن! كسی كه از این همه مصیبت، هیچ ندیده است،
  
         تنها و تنها با نام تو دلش می شكند و اشكش ناخواسته فرو می چكد.
  
         چطور آن كه دختر توست و در لحظه لحظه این مصائب با تو زندگی كرده است، تاب بیاورد؟
 
         آدم پیامبر (ع)، آنگاه كه خدا را به نام مقربانش سوگند می داد تا توبه اش پذیرفته گردد، وقتی به نام تو رسید،
 
         بی اختیار دلش شكست و اشكش جاری شد.
 
         عرضه داشت: خدایا! نام محمد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع)، غم از دلم می زدود و جانم را آرامش می بخشید،
 
         اما این حسین (ع) كیست كه نامش آتش بر جگرم می افكند و یادش قلبم را آتش می زند؟
 
         آدم (ع) كه با تو نزیسته است، آدم (ع) كه حال تو را در این غربت ندیده است، آدم (ع) كه دختر تو نبوده است،
 
         ... من چگونه می توانم گریه نكنم؟!
 
         ابراهیم (ع)، خلیل خداوند، به زمین كربلا كه رسید، از اسب فرو غلطید و خون سرش، زمین كربلا را گلگون كرد،
 
         عرضه داشت: خدایا! به كدام گناه، این چنین معاقب شدم؟
 
         وحی آمد: گناهی نكرده ای. اینجا زمین كربلاست و قتلگاه حسین (ع). خون تو به همراهی خون حسین (ع) جاری شد.
 
         موسی (ع) بن عمران (ع) از كربلا كه می گذشت، پایش سست شد و زانوانش لرزید.
 
         عرضه داشت: خدایا! این چه حالت است؟ 

         فرمود: اینجا قتلگاه حسین (ع) است.
 
         و موسی (ع) در مصیبت فرزند پیامبر خاتم (ص)، در مصیبت تو، زار زار گریست.
 
         اسماعیل پیامبر (ع) گوسفندانش را به كناره فرات آورده بود تا سیرابشان كند،
 
         سه روز تمام گذشت و هیچ گوسفندی لب به آب نزد.
 
         پرسید: «خداوندا چه شده است؟»
 
         وحی آمد كه خود از گوسفندان بپرس.
 
         آنان به سخن آمدند: ما دریافتیم كه فرزند تو حسین (ع) در كنارۀ این رود، عطشناك به شهادت خواهد رسید،
 
         ما چگونه این شهادت عطش آلوده را بدانیم و آب بنوشیم؟
 
         پدر! گوسفندان اسماعیل (ع) از مصیبت تو اندوهگین شدند و اسماعیل (ع) منقلب شد و بغض در گلویش شكست.
 
         اسماعیل (ع) فقط شنید كه تو فرزند پیامبر خاتم (ص)، در این وادی سوزان، تشنه شهید میشوی
 
         و هیچ ندید از آنچه ما دیده ایم و گریه امانش برید.
 
         اسماعیل (ع) با تو نزیسته بود، اسماعیل (ع) دختر تو نبود، اسماعیل (ع) از چشمهای تو مهر پدری ندیده بود،
 
         اسماعیل (ع) یك «بابا» از زبان تو نشنیده بود.
 
         آن زمان كه كشتی نوح (ع) از فراز كربلا می گذشت،
 
         ناگهان طوفان وزیدن گرفت، آب متلاطم شد و اهل كشتی در اندیشه غرقه گشتن، بی تاب شدند.
 
         و نوح (ع) عرضه داشت: «خدایا! ما از همه جهان بر محمل كشتی گذشتیم و هیچ به طوفان اندوهی چنین برنخوردیم،
 
         اینجا كجاست؟ این چه حالت است؟»
 
         جبرئیل (ع) وقتی ماجرای تو را برای نوح و اهل كشتی نقل كرد، ضجه و مویۀ آنان به آسمان رسید و مصیبت تو چنگ بر روحشان انداخت.
 
         عیسی (ع) و حواریون وقتی به زمین كربلا رسیدند، تا ننشستند و در مصیبت تو سیر نگریستند، آرام نگرفتند.
 
         یحیی (ع) را خداوند برای چه به زكریا (ع) داد؟ مگر جز این بود كه زكریا (ع) می خواست جرعه ای از اقیانوس مصیبت تو را بچشد؟
 
         از من تحمل نخواه پدر...
 
         قبول كن كه گریستن برای تو ارادی نیست. بپذپر كه دخترت از این پس كسی را برای درد دل كردن نخواهد یافت.
 
         زینب (س)، این آینۀ تمام نمای تو آنقدر داغ دیده است كه من اگر جان بسپارم داغ او را سنگینتر نمی كنم.
 
         می روی پدر... تامل كن... یك لحظه دیگر هم پدر داشتن، یك لحظه است...
 
         اگر تو پدری، جز حسین (ع) بودی و من دختری جز دختر تو، این مصیبت اینقدر سنگین نبود،
 
         اما چه كنم، پدری كه از دستم می رود حسین (ع) است...
 
         من، نه فقط پدر كه امامم را، مرادم را، عشقم را، امیدم را و بهانه حیاتم را پیش چشم خویش پرپر می بینم...
 
          قصد من آزردن تو نیست، این اشك نیست، پاره های مذاب جگر است...
 
          ببخش پدر، قصد من نگه داشتن تو نبود، پای تو استوار تر از آن است كه در سیلاب اشك من بلغزد.
 
         فقط خواستم لحظۀ وداع را طولانی تر كنم... سوار شو پدر، سوار شو پدر، دشمن هر لحظه به خیمه ها نزدیكتر می شود...
 
         آی ذوالجناح! اینكه بر فراز خویش می بری، جان ماست،
 
         جان سكینه (س) است، جان رقیه (س) است، جان زینب (س) است، جان یك كاروان، جان جهان است.
 
         آرام تر ذوالجناح...
 
 
 
پدر... پدر... یک نگاه دیگر...



کتاب : خدا کند تو بیایی
اثر : سید مهدی شجاعی




[ یکشنبه 1396/07/9 ] [ 12:00 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! محرم آمد تا از غم بمیرم ...





:: Asr-Entezar.ir ::




[ جمعه 1396/07/7 ] [ 23:57 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! بخشی از مناجات حضرت علی (ع)





:: نهج البلاغه ، خطبۀ 227 ::




[ جمعه 1396/03/12 ] [ 20:00 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! چگونه حضرت على (ع) در حال نماز توجّه به سائل داشت؟





سؤال:
در حالات حضرت امیرمؤمنان على (علیه السلام) مى خوانیم که یک وقت در موقع نماز آنقدر مستغرق در عبادت و توجّه به خدا بود که پیکان از پاى مبارکش بیرون آوردند و متوجّه نشد، ولى در حالات آن حضرت مى خوانیم که روزى در حال نماز توجّه به حال فقیر و سائل نمود و انگشتر به او بخشید; این دو حالت چگونه با هم جمع مى شوند؟
 
پاسخ: باید توجّه داشت که میان «خارج کردن پیکان از بدن» و «بخشیدن انگشتر به فقیر» تفاوت بسیارى است; زیرا خارج کردن پیکان از بدن صرفاً جنبه شخصى و جسمى دارد و از مقام توجّه کامل به خداوند استغراق در ذات او دور است.
ولى توجّه به حال بنده فقیر و محرومى که در مسجد پیغمبر اسلام (صلى الله علیه و آله) ناله مظلومانه سر داده و استرحام مى کند، یک عمل خدایى و قربى است و با توجّه به خدا تناسب دارد.
در حقیقت او توجّه به خود نداشت، زیرا توجّه به حال بینوا توجّه به خود نیست، بلکه توجّه به خداست!
به عبارت دیگر: کمک به خلق خدا و مستمندان و فقیران خود یکى از عبادات بزرگ است و با نماز که آن هم عبادتى است بس بزرگ سنخیّت کامل دارد; بنابر این جاى تعجّب نیست که ناله سوزان و نافذ آن فقیر محروم استرحام او در برابر مسلمانان، دل آگاه على (علیه السلام) را هنگام نماز متوجّه خود سازد و در ضمن آن عبادت، عبادت دیگرى که هر دو براى خدا و جلب خشنودى او بوده است انجام دهد; حتّى این عمل بقدرى شایسته و ارزنده بود که آیه اى درباره آن نازل گردید. (1)


1. سوره مائده، آیه 55








[ سه شنبه 1395/04/1 ] [ 01:00 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! اربعین تسلیت


Arbaein




[ پنجشنبه 1391/10/14 ] [ 17:40 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! شهادت آقا امیرالمومنین (ع) تسلیت باد


به نام پاکی
به نام بخشش
به نام آفریننده تمام پاکیا و بخششا
به نام خودش



به نام مهربانترینِ مهربانان


سلام دوستان.

شهادت مظلومانه آقامون، شاه مردای عالم، حیدر کرار، مولای متقیان،
حضرت امیرالمؤمنین علی
(ع)
رو تسلیت میگم بهتون.



حضرت علی (ع) فرمودند :
فردی از شما نگوید: خدایا از فتنه به تو پناه می برم، زیرا کسی نیست که در فتنه ای نباشد، لکن آن که می خواهد به خدا پناه برد، از آزمایش های گمراه کننده پناه ببرد؛ همانا خدای سبحان می فرماید :
« بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه شمایند » 1
معنی این آیه آن است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید، تا آن کس که از روزی خود ناخشنود، و آن که خرسند است، شناخته شوند، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است، تا کرداری که استحقاق پاداش یا کیفر دارد آشکار نماید، چه آن که بعضی مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمی پسندند، و بعضی دیگر فراوانی اموال را دوست دارند و از کاهش سرمایه نگرانند.
2

فرمایشی دیگر از ایشان:
« صبر باندازه مصیبت فرود آید، و آن که در مصیبت بی تاب بر رانش زند، اجرش نابود می گردد. » 3

فرموده ای دیگر از ایشان:
« بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد، و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان، و افطارشان! » 4

1. انفال 28
2. نهج البلاغه، حکمت 93 (فلسفه آزمایشها)
3. نهج البلاغه، حکمت 144 (تناسب بردباری با مصیبت ها)
4. نهج البلاغه، حکمت 145 (عبادتهای بی حاصل)


( برا نمایش عکسا در اندازه اصلی، میتونین روشون کلیک کنین )

142 کیلوبایت   181 کیلوبایت
285 کیلوبایت   199 کیلوبایت   144 کیلوبایت
89 کیلوبایت   146 کیلوبایت



ادامه (رمزدار)




[ چهارشنبه 1391/05/18 ] [ 13:10 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! :: السلام علیکنّ یا فاطمة الزهراء ::


:: به نام خالق هستی ::

فرارسیدن ایام سوگواری شهادت

آن صدّیقه کبری،
آن مظهر عصمت، آن بانوی دو عالم،

بنت النّبی (ص) ،

حضرت فاطمة الزّهراء
(س) ،

بر محبان خاندان پیامبر بزرگوار اسلام
(ص)

تسلیت باد.


السلام علیکن یا فاطمة الزهراء


∴ ادامه متن ...



[ جمعه 1391/01/18 ] [ 19:31 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! ... باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟



به 
نام پروردگار عالمیان


السلام علیکم 
یا سیدالشهداء

السلام علیکم یا سیدالشهداء 


بخشی از زیارت عاشورا


ایام سوگواری آقا سید الشهداء (ع) تسلیت باد.



مصباح
 الهدی و سفینة النّجاة

السلام علیکم یا سیدالشهداء

بین 
الحرمین

  :: بحر 
طویل :: اثر طبع حاج غلامرضا سازگار :: با تصرف ::

  مظلوم


برگرفته شده از کتاب : یک ماه خون گرفته، هفتاد و دو ستاره
اثر طبع : حاج غلامرضا سازگار
البته با تصرف!


التماس
 دعا...  
یا حق





[ جمعه 1390/09/11 ] [ 11:04 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! فرازی از زندگی نامه آقا امام علی ابن موسی الرضا (ع)


 


:::: میلاد با سعادت
::::

:::: هشتمین ستارۀ پر فروغ آسمان ولایت و امامت ::::

:::: بر شما مبارك باد! ::::




مقدمه :

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیهم السلام) هشتمین امام شیعیان از سلالۀ پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام (علیهم السلام) روا داشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت بررسی می‌گردد.

[ ادامه ]





[ جمعه 1390/07/15 ] [ 16:40 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! سخن امام خمینی



امام حسین
(ع) ، این انسان بزرگ ، به قدر عظمتش مظلومیت دارد .




[ پنجشنبه 1389/09/25 ] [ 00:03 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! اس ام اس ، عاشوراء



عاشوراء
،

تابلویی است که در آن شعر بلند عشق را با خون نگاشته اند .




[ پنجشنبه 1389/09/25 ] [ 00:01 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


BlogPostTitleImg! اس ام اس ، سرباز کوی عترتم



نام من سرباز کوی عترت است
دورۀ آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی (ع) با ذوالفقار
ارتش حیدر (ع) محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر فرصتم
نقش سر دوشی من یا فاطمه (س) است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
اسم رمز حمله ام یاس علی (ع) است
افسر مافوقم عباس علی (ع) است




[ چهارشنبه 1389/09/24 ] [ 21:21 ] [ Cμ's : ]





:: Sunkeraid57.MihanBlog.com ::


:: کل صفحات : 2 ::

[ 1 ] [ 2 ]

[ Re-Designed by Rasoul.A ]
[ Special Thanks to Avazak ]
Suitable Resolution : 1920x1080



دکتر شریعتی شگفت انگیز فیزیک مناجات نکته اسرارآمیز ترول! نکته اسراآمیز موفقیت پیروز صد راز Physics نهج البلاغه پیامک آینده حدیث پ ن پ طنز! دکتر علی شریعتی برد شهادت نکته ایمان چگونه فردی موفق باشیم عارفانه سر صرفا جهت لبخند :) Just a Cool Fun نکته اسرارآمیز شیمی اس ام اس اسرارآمیز دانستنی اسرار یکصد نکته اسرارآمیز موفقیت یکصد و پنجاه درس زندگی استاد مکارم شیرازی Chemistry چطور به موفقیت دست پیدا کنیم؟ قدرت عمل زندگی موفق موفقیت پیروزی ترول 100 No Offense Just a Cool Fun! فردی موفق علم یکصد